۱۳۸۸/۰۳/۰۳

معادل امروزی مهریه حضرت زهرا (س)

این روزها که در ایام فاطمیه هستبم، مطالب مختلف راجع به صدیقه کبری (س) به چشم می خوره. چند وقت پیش یه مطلبی دیدم با این عنوان: «معادل امروزی مهریه حضرت زهرا (س)».
یکی از اساتید حوزه علمیه در مصاحبه خود مطالبی راجع به حضرت بیان کرده بودند از جمله راجع به مهریه حضرت و معادل امروزی آن. عین متن مصاحبه چنین است (البته بخش مورد نظر): «ايماني شيركلائي با اشاره به ساده‌زيستي و مهريه ناچيز حضرت زهرا(س) گفت: مهريه آن حضرت 500 درهم بود كه معادل امروزي مهريه حضرت زهرا(س) 2.5 ميليون تومان است»
برام سوال شد که چطور به این مبلغ رسیدن. بلافاصله شروع کردم به محاسبه. از آنجا که محوریت معاملات در گذشته و امروز بر پایه طلا بوده و هست لذا در قدم اول باید آنرا به دینار (سکه زر) تبدیل کنیم. در صدر اسلام هر دینار معادل ده درهم بوده است. این مطلب را از روایات متعدد از جمله صحیحه عبدالرحمن بن حجاج میشه استفاده کرد: الدیه الف دینار و قیمه الدینار عشره دراهم یعنی دیه معادل هزار دینار و هر دینار معادل ده درهم است.
پس مهریه حضرت زهرا س برابر 50 دینار میشود.
اما باید دید هر دینار معادل چند مثقال طلاست. هر دینار معادل یک مثقال شرعی طلاست. یک نکته ای که باید به آن توجه کنیم اینست که مثقال شرعی با مثقال صیرفی (آنچه در بازار امروز استفاده میشود) متفاوت است. مثقال صیرفی برابر 24 نخود و مثقال شرعی برابر 18 نخود طلاست. به عبارت دیگر یک دینار (که 18 نخود شرعی است) برابر با 0.75 مثقال امروزیست. حاصلضرب 50 در 0.75 میشود 37.5. پس فرمول محاسبه چنین میشود:

[قیمت یک مثقال طلا] * 37.5 = معادل روز مهریه حضرت زهرا (س)

حالا ببینیم هر مثقال طلا به تاریخ روز چقدر میارزه. هر مثقال طلای 18 عیار به تاریخ 29 مرداد 88 برابر با 104000 تومان است (منبع). بنابراین معادل امروزی مهریه زهرا س می شود 3900000 تومان.


۱۳۸۸/۰۱/۲۷

عصریک جمعه ی دلگیر...

عصریک جمعه ی دلگیر...
دلم گفت بگویم...بنویسم...
که چراعشق به انسان نرسیدست؟ چرا آب به گلدان نرسیدست؟
وهنوزم که هنوزست...
غم عشق به پایان نرسیدست؟
بگوحافظ دلخسته زشیراز بیاید...بنویسد که هنوزم که هنوزست...چرا...یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست؟
وچراکلبه ی احزان به گلستان نرسیدست...؟
عصرهرجمعه ی دلگیر...وجود توکنار دل هر بیدل آشفته شودحس....
توکجایی گل نرگس...؟

این شعر رو جایی دیدم، خیلی خوشم اومد، همینجور هی با خودم زمزمه می کردم. نفهمیدم این شعر از کیه، ولی ذوق هر کی بوده فوق العاده زیبا بوده.

۱۳۸۸/۰۱/۱۶

امام حسن ع مظلوم نقل و تاریخ

چند روز پیش یه بنده خدایی پیامک داد و دو تا سوال پرسید. گفته بود جایی شنیدم امام حسین ع بر خلاف مشهور اصلا زیبا نیوده بلکه زشت هم بوده و دیگه اینکه اون حضرت «مطلاق» بود یعنی ازدواج می کرد و زیاد طلاق می داد.
در پاسخ پیامکش، پیامک دادم که اولی غلطه و دومی هم در مورد امام حسن ع گفته شده و غلط تر از اولی هست. بعد براش نوشتم که یک کتابی در اینترنت در نقد مطلاق بودن امام مجتبی ع هست که معرفیش می کنم، تا با خوندن اون مطلب برات روشن بشه.
حالا اینها رو نوشتم برای اینکه اون کتاب رو معرفی کنم.


کتاب «امام حسن ع مظلوم نقل و تاریخ» تالیف دکتر حسین فریدونی که فایلهای سخنرانیش رو در چند پست قبل گذاشته بودم. جالبه بدونید این آقای دکتر، دکترای داروسازی دارند اما به حق کارشناس صاحب نظری در حوزه معارف دینی می باشند.
کتاب را در اینجا مشاهده نمایید.

در ضمن سایت فوق در قسمت سخنرانی، فایلهای زیاد و قابل استفاده ای داره که می تونید ملاحظه بفرمایید.

۱۳۸۸/۰۱/۱۲

ماجرای تمثال پیامبر ص

عکس اصلی

يک اکتشاف جالب

در سال 2004، در حين بازديد از يک نمايشگاه عکس مختص به دو عکاس Lehnert و Landrock، تصادفا موفق به کشف ريشه اين پوستر ايراني شديم و آن عکسي بود که Lehnert بين سالهاي 1904 و 1906 در تونس گرفته بود، و سپس در اوايل دهه بيست به صورت کارت پستال چاپ و توزيع شده بود.
Radolf Franz Lehnret (1878 – 1948) که اهل جمهوري چک امروزي بود، در سال 1904 به همراه Ernst Heinrich Landrock ( 1878 – 1966) آلماني به تونس آمد، اولي به عنوان عکاس و دومي به عنوان ناشر و مدير. از آنجايي که Lehnret در سال پيش از آن اقامتي کوتاه در تونس داشت، علاقه زيادي به مناظر طبيعي و ساکنان آنجا پيدا کرده بود. شرکت اين دو (L&L) به صورت تخصصي به چاپ تصاوير از مناظر زيبا در تونس و مصر مي­پرداخت و هزاران عکس و کارت­پستال از اين مناطق چاپ نمود.
Lehnert که در موسسه هنرهاي گرافيکي وين تحصيل کرده بود، روابطي با اعضاي جنش pictorialist که عکاسي را به عنوان اثر هنري مي­دانستند، داشت. عکسهاي Lehnert نه تنها بيابان، تپه هاي شن روان، بازارها و مناطق محلي تونس را نشان مي­داد، بلکه شامل تصاويري از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سني بين کودکي و نوجواني و چهره اي بين زن و مرد داشتند. اين تصاوير معمولا مطابق سليقه مشتريان اروپايي تهيه شده بود که تصويري وسوسه انگيز و وهم­آميز از شرق داشتند.
Lehnret بدون شک در تهيه عکسها از اين مساله استفاده نموده، ولي نبوغ قابل توجهي نيز به خرج داده است. عکسهاي او به صورت چاپ نقره اي، گراورسازي شده و چهاررنگ چاپ شده است. اکثر اين کارت پستالها از سال 1920 در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده است.

چاپها و متنهاي منطبق
هيچ شکي نيست که کارت پستال نشان داده شده در شکل 1، که براساس شماره گذاري L&L، شماره آن 106 است به عنوان مدل پوسترهاي ايراني مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، نام کارت پستال شماره 106 محمد است، که اين خود به تنهايي مي­تواند نشان دهد که چرا تصويرگران ايراني آنرا به عنوان مدلي از حضرت محمد(ص) انتخاب نموده­اند. بدون شک، همه نسخ موجود از اين عکس، همه از عکس شماره 106 الگوبرداري کرده­اند با اين تفاوت که نسخ اوليه به عکس اصلي شبيه ترند. بدين ترتيب، Lehnret ناخواسته در قلب يک اسطوره قرار گرفته است.

متن اصلی مقاله
متن ترجمه مقاله

۱۳۸۷/۱۲/۲۵

بررسی حدیث طلع البدر علینا...

پست قبلی به یک دلنوشته پر شد. میخواستم چیز دیگه ای بنویسم اما مقدمه، ذی المقدمه رو هم تحت تاثیر قرار داد. اما مطلب رو در این پست مطرح می کنم.
تواریخ نوشته اند، روز جمعه، شانزدهم ربیع الاول سال نخست هجری، وقتی رسول خدا بر مردم یثرب وارد شد، مردم، خصوصا زنها و کنیزکان در حالیکه دف میزدند با این شعر از رسول خدا استقبال کردند:
طَلَع البـدر علـیـنـا من ثَنیّات الوداع وَجَـبَ - الشُکر علینا مـا دعـا لله داع
أیها المبعوث فینا جئت بالأمر المطاع - جئت شرفت المدینة مرحباً یا خیر داع
یعنی:
ماه شب چهارده از گردنه وداع بر ما طالع گشت-شکر خدا بر ما واجب است؛ تا هنگامی که ندای دعوت به سوی خدا طنین انگیز باشد
ای که بر ما مبعوث شده ای، تو با دستوری پذیرفته آمدی-آمدی و با ورودت مدینه را شرافت دادی ، خوش آمدی ای بهترین دعوت کننده
این آنچیزیست که موخین نمقل نموده اند. اما چند سال قبل دکتر انیس بن احمد اندونزیایی مقاله ای را منتشر کرد تحت عنوان «دراسة في حديث طَلَع البدر علينا، دراسة حديثية للخبر و النشيد» که در آن به نقد و بررسی این روایت پرداخت.
آنچه در ذیل می آید لب کلام ایشان است با ساختاری جدید.

بررسی سند:
  1. نخستین کسی که این روایت را نقل کرده، بیهقی است که آنرا در دلایل النبوه آورده است. راوی اول حدیث «ابن عایشه» است. نام کامل او عبيدالله بن محمد بن حفص بن عمر بن موسي بن عبيدالله بن معمر تيمي است. وی متوفاي سال 228 هجری می باشد. سال وفات وی نشان میدهد که وی مستقیما نمی تواند راوی ماجرایی باشد که در حدود دو قرن پیش اتفاق افتاده است. بنابر این از نظر سند حدیث مرفوع است.
    اما با وجود ضعف سند، عدّۀ زيادي از عالمان و محدثان و مورخان مانند ابن حبان (الثقات: 1/131)، ابن عبدالبر (التمهيد: 14/82)، ابن قيم(زاد المعاد: 3/551)، ابن کثير (السيرة النبويه: 2/269) و سمهودي (وفاءالوفاء:1/262) و ديگران آن را روايت کرده‌اند.
  2. يک سند غريب ديگر هم براي اين روايت هست که مراغي آورده و ضمن آن خبر ياد شده را به مالک بن انس منسوب کرده با اين عبارت شگفت که: صعدت ذوات الخدور علي الاجاجير... و سپس آن اشعار را آورده است که مقصود روي بام‌هاست. اين سند هم قابل اعتنا نيست.

بررسی متن
  1. در اين سرود، نوعي نرمي و رقيق بودن هست که در اشعار آن زمان وجود نداشته و به احتمال از اشعار قرن سوم است.
  2. اين سرود بر وزن بحر «رمل» است، در حالي که وزن غالب بر اشعاري که مرتجلا سروده مي‌شود، «رَجَز» است.
  3. چطور با اين که هنوز نام يثرب «مدينه» نشده در اين شعر گفته مي‌شود:
    جـئـت شــرفـت المـدينة مـرحبـا يـا خـيــر داع
  4. در باره استقبال روايات ديگري هم هست که به واقعیت نزدیک تر است:
    ابوبکر مي‌گويد: وقتي وارد مدينه شديم و شب بود، مردمان نزاع داشتند که نزد چه کسي فرود آييم. مردان و زنان روي ديوارها بودند و بچه‌ها و خدمه هم در راه ايستاده ندا مي‌دادند: يا محمد يا رسول الله، يا محمد يا رسول الله.
    اين روايت را بخاري و مسلم روايت کرده‌اند.
    در روايت ديگري که آن را هم ابوبکر نقل کرده است، گويد که مردم همه بيرون آمدند و ما وارد راه شديم. مردم و غلامان و خدمه فرياد مي‌زدند: جاء محمد، جاء محمد رسول الله، الله اکبر، جاء محمد.
    اين روايت را حاکم نيز نقل کرده است.
    براء بن عازب هم مي‌گويد: اولين مهاجر معصب بن عمير بود، اما هيچ چيزي مردم مدينه را به‌اندازه آمدن رسول خدا(ص) خشنود نکرد. در آن وقت کنيزان فرياد مي‌زدند: قَدِم محمد. اين روايت را هم بخاري و ابن سعد روايت کرده‌اند.
    انس بن مالک هم در شرح ورود حضرت مي‌گويد: وقتي حضرت رسيد، کساني مي‌گفتند: جاء نبي الله، جاء نبي الله. اين را هم بخاري روايت کرده است. انس مي‌گويد که من وسط بچه‌هايي بودم که مي‌گفتند: «جاء محمد» تا آن که آمد و پانصد نفر از انصار در اين استقبال بودند.


۱۳۸۷/۱۲/۲۴

امشب به مهتاب نگاه کن، با تو حرف می زند ...

امشب شب میلاد نور و رحمته. امشب مهتاب، مهربان تر از همیشه به زمین نگاه میکنه. تو چشاش که زل بزنی یه شعف و افتخار عجیبی رو می تونی توش ببینی. مهربونی و برق این چشمها مال پانزده قرن پیشه که مهتاب از او شبها خاطرات زیادی داره. اونوقتها مهتاب لحظه شماری می کرد تا خورشید خانوم با آسمون نیلی حجاز خداحافظی کنه. بعد با شتاب در حالیکه برای خورشید خانوم دست تکون میداد، به آسمون مدینه سرک می کشید تا یه بار دیگه صورت ماه مجبوبشو ببینه. برا مهتاب یک ثانیه هم زیاد بود چه برسه به اینکه دوازده ساعت منتظر مونده بود. برای همین وقتی از دور بوی مدینه رو میشنید، صدای تپش قلبش، بوی عاشقی رو به گوش ستاره های دور و برش می رسوند.
مهتاب، عاشق اون لحظه ای بود که وقتی در دل شب، همه مردم مدینه خوابیدن، محبوبش، سجاده عشق رو پهن می کرد و صورت به خاک می گذاشت. وای که چه عاشقانه، مهتاب اون لحظات رو نگاه می کرد و به محبوبش زل میزد. یه وقتهایی که چشمشون تو چشم هم می افتاد، میشد شبنم عشق رو تو چشمای سیاه و قشنگ مهتاب دید. دل تو دلش نبود. دوست داشت اون لحظه به زمین میومد تا زانو به زانوهاش بزاره، دست تو دستاش گره کنه و تو چشاش خیره بشه و بگه: محبوب من! دوست دارم.
اما مهتاب نه زبان حرف زدن داشت، نه پای حرکت. فقط باید نگاه می کرد و نگاه می کرد و نگاه...
کاش اقلا امشب مهتاب زبان حرف زدن پیدا می کرد. میدونم تو دلش رازهای نگفته زیادی داره که مثل یک عاشق فقط خودش می دونه و خودش.
برقی که امشب تو چشمای مهتاب موج میزنه مال همون نگاههایی است که منو تو از داشتنش محرومیم. خوشا به سعادتت مهتاب! ما که محبوب تو رو درک نکردیم اما دعا کن تا وقت مردن و در برزخ و در قیامت، صورت مهربونش رو ببینیم در حالیکه او نیز به ما لبخند میزند. آمین.

۱۳۸۷/۱۲/۲۰

امام عصر ع دادرس درماندگان

محبت امام عصر ع گوهریست الهی که حضرت اله به هر کس که بخواهد عطا می کند. اما این به معنای این نیست که ما باید دست روی دست بگذاریم و نظاره کنیم بلکه باید خود را در مسیر این نسیم رحمت الهی قرار دهیم. یکی از مهمترین کارها برای ازدیاد محبت نسبت امام عصر ع، ازدیاد معرفت آن بزرگوار است.
این معرفت شقوق مختلقی دارد اما یکی از زیباترین آنها مطالعه تشرفات معتبره به محضر نورانی آن حضرت است. در دوره ای که دست ما از ساحت قدس حضرتش کوتاه است، اطلاع از تشرفات حاصله و کلمات و سخنان رد و بدل شده، سهم بسزایی در بر افروختن شراره های معرفت و محبت مولای ما در دلهایمان خواهد داشت.
آنچه در زیر می آید ماجرای تشرف ابن ابی بغل به محضر انور امام زمان ع است که در کتب معتبره مانند فرج الهموم سید بن طاوس و بحار الانوار مجلسی (ره) و ... آمده است.

ابن‌ ابي‌ بغْل‌ كاتب‌ با يكي‌ از حاكمان‌ ذي‌نفوذ زمانه‌، اختلاف‌ يافت‌؛ ولي‌ چون‌ از ترس‌ او، بر جان‌ خود ايمن‌ نبود، مدّتي‌ را به‌ صورت‌ پنهاني‌ سر كرد. سپس‌ تصميم‌ گرفت‌ تا خود را به‌ حرم‌ مطهّر حضرت‌ موسي‌ بن‌ جعفر علیهما السلام برساند و در آن‌ جا يك‌ شب‌ را تا صبح‌ به‌ دعا پردازد و از ذات‌ اقدس‌ الهي‌ بخواهد كه‌ خلاص‌ شود. آن‌ شب‌ بسيار سرد و باراني‌ بود. از خادم‌ آستان‌ خواست‌ كه‌ درهاي‌ روضه‌ي‌ منوّره‌ را ببندد تا احدي‌ داخل‌ نشود و به‌ دعا و تضرّع‌ و زيارت‌ بپردازد. با آنكه‌ از شدّت‌ باران‌ كسي‌ را ياراي‌ تردّد نبود و با اينكه‌ درهاي‌ حرم‌، كامل‌ بسته‌ بود، ناگاه‌ صداي‌ پايي‌ شنيد و ديد آقايي‌ زيارت‌ مي‌خواند. آن‌ مرد بر آدم‌ و پيامبران‌ اولوالعزم‌ و همه‌ ائمه‌ سلام‌ كرد تا رسيد به‌ صاحب‌ الزّمان‌ علیه السلام و او را ذكر نكرد. از اين‌ عمل‌ وي‌ متعجّب‌ شدم‌. هنگامي‌ كه‌ زيارت‌ و سلام‌ ايشان‌ تمام‌ شد، دو ركعت‌ نماز خواند. با تمام‌ توجه‌ ديد جواني‌ است‌ كه‌ جامه‌ ي‌ سفيد بر تن‌ و عمامه‌اي‌ بر سر ـ كه‌ دنباله‌ي‌ آن‌ را به‌ يك‌طرف‌ انداخته‌ است‌ ـ و ردائي‌ بر دوش‌ دارد. پس‌ به‌ او رو كرد و فرمود: اي‌ ابوالحسين‌ بن‌ ابي‌ بغل‌! چرا دعاي‌ فرج‌ را نمي‌خواني‌ ؟
عرض‌ كرد: اي‌ آقاي‌ من‌! آن‌ دعا كدام‌ است‌؟
فرمود: دو ركعت‌ نماز مي‌گزاري‌ و بعد مي‌گويي‌ : يا مَنْ اَظْهَرَ الجَميلَ وَ سَتَرَ الَقبيحَ يا مَنْ لَمْ يُؤاخِذْ بالجَريرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ السّتْرَ يا عَظيمَ الَمنِّ يا كَريمَ الصَّفْحِ يا حَسَنَ التَّجاوُزِ يا واسِعَ المَغفِرَ ةِ يا باسِطَ اليَدَينِ بالرحمةِ يا مُنْتَهي‌ كُلِّ نَجْوي‌ وَيا غايَةَ كُلِّ شكْوي‌ يا عَونَ كُلِّ مُستَعين‌ يا مُبتَدِئاً بِالنِعَمِ قَبلَ استِحقاقِها يا رَبّاهُ (ده‌ مرتبه‌) یا سیداه (ده مرتبه) یا مولاه (ده مرتبه) یا غیثاه (ده مرتبه) يا منتهی رغبتاه (ده‌ مرتبه‌) اَسْأَلُكَ بِحَقِّ هذِهِ الاَسْماءِ وَ بحقِّ محمّدٍ وَ الِهِ الطّاهرين‌ عليهُم‌ السَّلامِ اِلّا ما كَشَفْتَ كَرْبي‌ وَ نَفَّسْتَ هَمّي‌ وَ فَرَّجْتَ غَمّي‌ وَ اَصْلَحْتَ حَالي‌
و پس‌ از اين‌ هرچه‌ مي‌خواهي‌ دعا كن‌ و حاجت‌ خود را بطلب‌ . سپس‌ طرف‌ راست‌ صورت‌ را بر زمين‌ مي‌گذاري‌ و 100 مرتبه‌ در سجده‌ مي‌گويي‌ يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ يا عَليُّ يا مُحمَّدُ اِكْفِياني‌ فَاِنَّكما كافياي‌ وَ انْصُراني‌ فَاِنَّكما ناصِراي‌
و بعد از آن‌، طرف‌ چپ‌ صورت‌ را بر روي‌ زمين‌ مي‌گذاري‌ و صد مرتبه‌ مي‌گوئي‌ اَدرِكني‌ و سپس‌ مي‌گوئي‌ الغَوثَ، اَلغَوثَ، الغَوثَ تا يك‌ نفس‌، سپس‌ سر از سجده‌ برنمي‌داري‌ تـا آن‌كه‌ خـداي‌ تعالـي‌ به‌ كـرم‌ خـود، حاجتت‌ را بـرآورد؛ إن‌ شاءاله‌ تعالي‌ .
ابن‌ ابي‌ بغل‌ كاتب‌ گويد: چون‌ به‌ نماز و دعا خواندن‌ مشغول‌ شدم‌، ديگر آن‌ مرد را نديدم‌ و وقتي‌ بيرون‌ رفتم‌ و از خادم‌ پرسيدم‌، او هم‌ اظهار بي‌اطّلاعي‌ كرد. وقتي‌ خادم‌ ماجرا را شنيد، گفت‌: اين‌ شخص‌ مولاي‌ ما صاحب‌ الزّمان‌ است‌. آن‌جناب‌ را هم‌ مكرّر در مثل‌ چنين‌ شبي‌ و در وقت‌ خالي‌شدن‌ روضه‌ مطهّراز مردم‌، مشاهده‌ كردها م‌. من‌ از اين‌ ماجرا بسيار متأسّف‌ شدم‌ و از اين‌كه‌ چنين‌ سعادتي‌ را به‌ آساني‌ از دست‌ دادم‌، اندوهگين‌ گرديدم‌. اندكي‌ طول‌ نكشيد كه‌ كارگزاران‌ حاكم‌ نزد من‌ آمدند و امان‌نامه‌ آوردند. وقتي‌ نزد او رفتم‌، برخاست‌ و مرا به‌ سينه‌ چسباند و در آغوش‌ گرفت‌ و گفت‌: حال‌ شكايت‌ مرا به‌ صاحب‌ الزّمان‌ ميكني‌ ؟!!

۱۳۸۷/۱۲/۰۳

شناخت مسیحیت

مکتب شناسی دینی یکی از موضوعات بسیار مهم معرفتی است. هر بچه شیعه ای باید با اصول مکتبش و چارچوب اون بخوبی آشنا باشه. این که گفته میشه اصول دین تحقیقی است به این معناست که نسبت به اصول دینش باید بتواند خودش رو متقاعد کنه. بسیاری از تلاشهایی که در حوزه دین انجام میشود نیز در همین راستاست.
اما در یک سطح بالاتر، علاوه بر شناخت مکتب خود، برای دفاع از حقانیت تشیع، باید به آموزه های مکاتب های دیگر نیز تسلط پیدا کرد. مکاتبی مثل بهاییت، وهابیت، تسنن، تصوف، یهودیت، مسیحیت و حتی شیطان پرستی (که امروزه در کشور ما هم بازار گرمی پیدا کرده).
متاسفانه تمام این نحله ها هم به شدت در حال تبلیغ و جذب افراد مختلف از پیر و جوان به سوی خود هستند. عدم تسلط به آموزه های این مکاتب باطل، آرام آرام باعث جذب افراد (خصوصا آدمهایی که مزه دین راستین رو بدرستی نچشیدند و فقط عنوان تشیع بر روی اونها بوده) به دنیای به ظاهر جذاب و پر زرق و برق اونها میشه.
سال 85 بود که رفتم به کلیسایی در خیابان طالقانی تهران. از روی کنجکاوی رفتم سر و گوشی آب بدم. مسیحیان -در حالت عادی- هفته ای دوبار میرن کلیسا. یکی جمعه ها و دیگری یکشنبه ها. یکشنبه ها مخصوص اعضاست. ولی جمعه ها هر کسی میتونه بره. مسلمانهایی که بعضا دوستای مسیحی دارند هم به اتفاق دوستشون میان.
مثلا مسیحی ها وقتی در کلیسا می خوان نیایش کنند، با هم شروع می کنند به آواز خوندن، یک گروه موسیقی هم متشکل از دختر و پسر با ارگ زدن، محفل رو کاملا ملکوتی!! می کنند.
اونوقت در همون مجلس دیدم که که یک عده ای از بچه مسلمونا می گفتند اینها هم نیایش دارند، ما هم دعای کمیل داریم که هی باید تو سرو کله خودمون بزنیم و داد و فریاد کنیم. جالبه آخری حتی صحبت از مسیحی شدن هم می کردند.
وقتی اینو شنیدم اول چیزی که به ذهنم خطور کرد این بود که اینها چون با اصول باطل مسحیت آشنایی ندارن، لذا با این حواشی و با این مسایل بزک شده، خیلی زود اعتقادات خودشونو از دست می دن.
بماند که بعد از اون جلسه یک انجیل و چندتا کتاب و چندتا سی دی هم برای هدایت! به ما دادند.
سخن به درازا کشید. سخن بر سر این بود که علاوه بر شناخت مکتب تشیع، باید با مکاتب دیگر هم آشنا شد که به راحتی سرمون کلاه نره. اینا رو گفتم برای اینکه شما رو با یه دوره مباحث «شناخت مسیحیت» آشنا کنم.
آقای دکتر حسین فریدونی، یکی از اساتید دیرین در حوزه مکتب شناسی، در یک مجموعه ای از سخنرانیهای خود به این موضوع پرداخته اند. سرفصلهای سخنان ایشون عبارتند از:
  1. شناخت كتاب مقدس (عهد جديد و عهد قديم)
  2. اناجيل اربعه و كتابهاي پيوسته آن
  3. رسالت و محتويات حضرت مسيح (ع)
  4. فرقه هاي عمده مسيحيت
  5. مبحث مهم تثليث
  6. معرفي حضرت مسيح (ع) در قرآن و انجيل
  7. مسئله فداء
  8. عشاء رباني
  9. نقش پولس در مسيحيت
  10. بشارت كتابهاي مقدس
  11. بررسي انجيل برنابا
  12. نظر قرآن پيرامون اعتقاد مسيحيان
مطمئنم مطالب براتون جدید و جذاب خواهد بود. برای گوش کردن به سخنرانیهای فوق کلیک کنید.
برای اینکه با کیفیت بیشتری گوش کنید، می تونید اونها رو دانلود هم بکنید. (برای دانلود از اون قسمتی که نوشته DL MP3 استفاده کنید). اگه دانلود نکردید با زدن دکمه Play می تونید به صورت آنلاین گوش کنید.

۱۳۸۷/۱۱/۲۸

درس معرفه الله از سید الشهدا ع

امروز روز اربعین بود. اگرچه امروز موفق به خوندن زیارت اربعین و دو رکعت نماز بعدش شدم اما امیدوارم اسم من هم در طومار زایرین سید الشهدا در این روز قرار گرفته باشه. در روایت آمده کسی که زیارت امین الله می خونه (زیارت امین الله از زیارات معتبره جامعه است که هر یک از ائمه ع را می شه با اون زیارت کرد) زیارت او به محضر رسول خدا برده می شه و به امضای نورانی حضرت می رسه. شاید این عبارت در مورد زیارات دیگر هم صادق باشه.
اما سوال اینه، ایا زیارت من و شما هم امروز مورد امضای رسول خدا قرار گرفت؟ نمی دونم! اما اینقدر می دونم که شان اونها بالاتر از اینه که کسی توجهی با ساحت قدسشون بکنه و اونها توجهی نشان ندهند. حاشا و کلا.
یک صحنه ای از روز عاشورا هست که همیشه در ذهنم های لایت شده. اونم اون لحظه ایست که سید الشهدا فرزندشون عبدالله رضیع (یا همون علی اصغر ع) را طلب کردند و او را در آغوش کشیدند. وقتی که اون تیر سه شعبه، گل شید الشهدا ع رو پرپر کرد و حضرت خون او رو به آسمان پرتاب نمود و اون خون دیگه به زمین بر نگشت؛ می دونیند بعدش امام ع چه جمله ای رو بر زبان جاری کردند؟
حضرت فرمودند :
هَوَّنَ علیَّ ما نَزَلَ بِی انَّهُ بِعَین الله (لهوف)
آنچه از مصیبت ها که بر من نازل می شود، آسان است، مادامی که در زیر نگاه خداست.
واقعا جز انسانی که ذوب در معرفت و محبت خداست، کی میتونه صادقانه این جمله رو بر زبان جاری کنه؟ یکی از درسهای مهم عاشورا همین معرفت الله است.
امام حسین ع قران ناطق است و آنچه او می گوید و انجام می دهد برگرفته از معارف ناب قرآنیست. این خودش یک بحث مفصلیه که آنچه امامان معصوم ع بیان می کنند به یک نحوی ریشه در قرآن دارند. اساسا موضوع «عرض حدیث» که در روایات بهش تاکید شده (یعنی روایات را به قرآن عرضه کنید، اگر مخالف قرآن بود آنرا به دیوار بکوبید) ریشه در همین نکته داره که فرمایشات معصومین (چه از نوع اعتقادی و یا اخلاقی و یا فقهی و یا ...) برخاسته از تعلیمات ناب قرآنیست.
یعنی اگر امام ع مطلبی رو می فرمودند و بعد طرف مقابل سوال می کردند که این مطلب از کجای قرآن است، امام ع پاسخ می دادند. و چطور اینگونه نباشد که اون بزرگواران معلمان حقیقی قرانند و نمونه های آن هم در روایات فراوان است.
یکی از شاگردان اون مکتب، فضه، کنیز حضرت زهرا س بود، که در مورد او نقل کرده اند بیست سال فقط با قران تکلم کرد (بیت الاحزان). یعنی اگر حال او را هم می چرسیدند فقط با قران پاسخ می گفت.
اینها رو گفتم برای اینکه بگم این جمله سید الشهدا ع هم مثل باقی فرمایشاتشون ریشه در قران دارد. خدای متعال وقتی پیغمبرش را در مقابل مشکلات دعوت به صبر می کند اینگونه به او می فرماید:
واصبر لحکم ربک فانک باعیننا (طور-48)
بر حکم پروردگارت صبر کن که تو در مقابل نگاه ما هستی
و واقعا آدمی اگر در مشکلات و سختی ها به این فرمایش قران توجه کند، سختی ها برای او شیرین خواهد شد.
خدایا تو من رو میبینی و در عین حال قادری که سختی ها را مرتفع کنی و نمی کنی، چون دوست داری صبر من و تحمل من رو ببینی. چطور میشه سختیی باقی بمونه در حالی که در گوشه گوشه اون میشه نگاه تو رو مشاهده کرد. منتها باید چشم دل باز کرد و معرفت پیدا کرد.
تنها باید دعا کرد که معلم راستین قران و یگانه مهدی دوران، امام عصر ارواحنا له الفدا بیاید و خیمه های قران را برپا کند و ما را از زلال معارف قرانیش بهره مند سازد.

۱۳۸۷/۱۱/۱۷

جامه کعبه در طول تاریخ


در پست قبلی از سایت حج گفتم، این بار تصمیم گرفتم از خود حج و آن یاقوت سیاهی که در وسط مسجد الحرام دلها رو شیدای خودش می کنه بنویسم.
کعبه مکانی نیست که قدمت آن به حضرت ابراهیم برسد. کعبه از زمان هبوط آن آدم ابوالبشر جایگاه آن مشخص و محترم بوده است و حجر الاسود یار همراه و همیشگی کعبه، ملکی بود که به صورت سنگ متجسد شد تا در کنارش حاضر شویم و ادای عهد و میثاق کنیم. سر در آن لانه اسرار کنیم و بگوییم:
«امانتی ادیتها و میثاقی تعاهدته لتشهد لی بالموافاه»
یعنی ادای امانت کردم و پیمان خود نگاه داشتم برای اینکه -ای حجرالاسود- به این وفاداری شهادت دهی.
حال این پیمان چه بوده و چرا چنین می گوییم ... این سخن بگذار تا وقت دگر.
اما دانستنیهای کعبه بسیار زیاد است. این که در طول تاریخ دچار چه تحولاتی شده است. چندین بار ویران شده و مجدد ساخته شده است؛ اینکه در یک برهه ای حجر الاسود را یه سرقت بردند و سالها کعبه بدون حجرالاسود بود و بعد از سالها به جای خودش باز گشت و اینکه کعبه امروزین با مدیریت یک فقیه ایرانی پس از سیل عظیم سال 1039 ه.ق بازسازی شد و بسیاری مطالب دیگر.
یکی از مطالب مرتبط با تاریخ کعبه، تاریخ جامه آنست. اولین شخصی که جامه برای کعبه تهیه کرد، جامه کعبه در زمان جاهلیت، در زمان رسول خدا، در زمان حکومت امیرالمومنین، در زمان خافای اموی و عباسی و ... مطالب جالبیست که میتوانید آنرا دانلود و مطالعه بفرمایید.
برای دریافت فایل کلیک کنید

در ضمن چه در این موضوع و چه در موضوعات دیگر اگر سوالاتی داشتید که مایلید در مورد آنها بیشتر بدانید با ما در میان بگذارید. در صورت امکان به صورت یک پست مستقلی به آن پرداخته خواهد شد.