‏نمایش پست‌ها با برچسب نقد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نقد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸/۰۵/۲۹

معادل امروزی مهریه حضرت زهرا (س)

چند وقت پیش در ایام فاطمیه یه مطلبی نوشتم با عنوان «معادل امروزی مهریه حضرت زهرا س». بعد از مدتی یکی از خوانندگان وبلاگ نظری فرستاد که برام خیلی جالب و قابل استفاده بود. متن نظرشون این بود:
«يك نكته را كه در محاسباتتتان نياورديد اينه كه نقره آن زمان مثل طلا در امروز فلزي بوده كه باآن معامله مي كردند و نبايد با قيمت فعلي آن مقايسه گردد بايد نسبت ارزش آن با فلزات ديگر به خصوص طلا در امروز و آن زمان در نظر گرفته شود».
بعد از کمی فکر کردن دیدم حرفشون منطقیه. امروزه معاملات بر پایه ارزش طلاست و با نقره سنجیده نمیشه. لذا عموما نوسانات قیمت طلا رصد میشه. البته با یک نگاه دقیقتر شاید بتوان گفت آن زمان هم معاملات بر پایه ارزش طلا بوده است، چرا که یک درهم معادل یک دهم دینار بوده است لذا به یکدیگر قابل تبدیل بوده است. یعنی اگر گفته میشد فلان کالا ده درهم است معادل این بود که گفته شود یک دینار قیمت دارد.لذا امروز هم اگر میخواهیم مبلغ چیزی را محاسبه کنیم باید به طلا تبدیل کرده و بعد تعیین قیمت نماییم.
ضمن تشکر از این دوست ناشناس، پست قبلی رو اصلاح کردم و لذا میتونید مطلب جدید رو تو همون پست قبلی مطالعه بفرمایید. اما در مجموع میتونم بگم که چند میلیونی به نفع خانوما تموم شد. مبارک باشه!

۱۳۸۸/۰۳/۰۳

معادل امروزی مهریه حضرت زهرا (س)

این روزها که در ایام فاطمیه هستبم، مطالب مختلف راجع به صدیقه کبری (س) به چشم می خوره. چند وقت پیش یه مطلبی دیدم با این عنوان: «معادل امروزی مهریه حضرت زهرا (س)».
یکی از اساتید حوزه علمیه در مصاحبه خود مطالبی راجع به حضرت بیان کرده بودند از جمله راجع به مهریه حضرت و معادل امروزی آن. عین متن مصاحبه چنین است (البته بخش مورد نظر): «ايماني شيركلائي با اشاره به ساده‌زيستي و مهريه ناچيز حضرت زهرا(س) گفت: مهريه آن حضرت 500 درهم بود كه معادل امروزي مهريه حضرت زهرا(س) 2.5 ميليون تومان است»
برام سوال شد که چطور به این مبلغ رسیدن. بلافاصله شروع کردم به محاسبه. از آنجا که محوریت معاملات در گذشته و امروز بر پایه طلا بوده و هست لذا در قدم اول باید آنرا به دینار (سکه زر) تبدیل کنیم. در صدر اسلام هر دینار معادل ده درهم بوده است. این مطلب را از روایات متعدد از جمله صحیحه عبدالرحمن بن حجاج میشه استفاده کرد: الدیه الف دینار و قیمه الدینار عشره دراهم یعنی دیه معادل هزار دینار و هر دینار معادل ده درهم است.
پس مهریه حضرت زهرا س برابر 50 دینار میشود.
اما باید دید هر دینار معادل چند مثقال طلاست. هر دینار معادل یک مثقال شرعی طلاست. یک نکته ای که باید به آن توجه کنیم اینست که مثقال شرعی با مثقال صیرفی (آنچه در بازار امروز استفاده میشود) متفاوت است. مثقال صیرفی برابر 24 نخود و مثقال شرعی برابر 18 نخود طلاست. به عبارت دیگر یک دینار (که 18 نخود شرعی است) برابر با 0.75 مثقال امروزیست. حاصلضرب 50 در 0.75 میشود 37.5. پس فرمول محاسبه چنین میشود:

[قیمت یک مثقال طلا] * 37.5 = معادل روز مهریه حضرت زهرا (س)

حالا ببینیم هر مثقال طلا به تاریخ روز چقدر میارزه. هر مثقال طلای 18 عیار به تاریخ 29 مرداد 88 برابر با 104000 تومان است (منبع). بنابراین معادل امروزی مهریه زهرا س می شود 3900000 تومان.


۱۳۸۸/۰۱/۱۶

امام حسن ع مظلوم نقل و تاریخ

چند روز پیش یه بنده خدایی پیامک داد و دو تا سوال پرسید. گفته بود جایی شنیدم امام حسین ع بر خلاف مشهور اصلا زیبا نیوده بلکه زشت هم بوده و دیگه اینکه اون حضرت «مطلاق» بود یعنی ازدواج می کرد و زیاد طلاق می داد.
در پاسخ پیامکش، پیامک دادم که اولی غلطه و دومی هم در مورد امام حسن ع گفته شده و غلط تر از اولی هست. بعد براش نوشتم که یک کتابی در اینترنت در نقد مطلاق بودن امام مجتبی ع هست که معرفیش می کنم، تا با خوندن اون مطلب برات روشن بشه.
حالا اینها رو نوشتم برای اینکه اون کتاب رو معرفی کنم.


کتاب «امام حسن ع مظلوم نقل و تاریخ» تالیف دکتر حسین فریدونی که فایلهای سخنرانیش رو در چند پست قبل گذاشته بودم. جالبه بدونید این آقای دکتر، دکترای داروسازی دارند اما به حق کارشناس صاحب نظری در حوزه معارف دینی می باشند.
کتاب را در اینجا مشاهده نمایید.

در ضمن سایت فوق در قسمت سخنرانی، فایلهای زیاد و قابل استفاده ای داره که می تونید ملاحظه بفرمایید.

۱۳۸۸/۰۱/۱۲

ماجرای تمثال پیامبر ص

عکس اصلی

يک اکتشاف جالب

در سال 2004، در حين بازديد از يک نمايشگاه عکس مختص به دو عکاس Lehnert و Landrock، تصادفا موفق به کشف ريشه اين پوستر ايراني شديم و آن عکسي بود که Lehnert بين سالهاي 1904 و 1906 در تونس گرفته بود، و سپس در اوايل دهه بيست به صورت کارت پستال چاپ و توزيع شده بود.
Radolf Franz Lehnret (1878 – 1948) که اهل جمهوري چک امروزي بود، در سال 1904 به همراه Ernst Heinrich Landrock ( 1878 – 1966) آلماني به تونس آمد، اولي به عنوان عکاس و دومي به عنوان ناشر و مدير. از آنجايي که Lehnret در سال پيش از آن اقامتي کوتاه در تونس داشت، علاقه زيادي به مناظر طبيعي و ساکنان آنجا پيدا کرده بود. شرکت اين دو (L&L) به صورت تخصصي به چاپ تصاوير از مناظر زيبا در تونس و مصر مي­پرداخت و هزاران عکس و کارت­پستال از اين مناطق چاپ نمود.
Lehnert که در موسسه هنرهاي گرافيکي وين تحصيل کرده بود، روابطي با اعضاي جنش pictorialist که عکاسي را به عنوان اثر هنري مي­دانستند، داشت. عکسهاي Lehnert نه تنها بيابان، تپه هاي شن روان، بازارها و مناطق محلي تونس را نشان مي­داد، بلکه شامل تصاويري از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سني بين کودکي و نوجواني و چهره اي بين زن و مرد داشتند. اين تصاوير معمولا مطابق سليقه مشتريان اروپايي تهيه شده بود که تصويري وسوسه انگيز و وهم­آميز از شرق داشتند.
Lehnret بدون شک در تهيه عکسها از اين مساله استفاده نموده، ولي نبوغ قابل توجهي نيز به خرج داده است. عکسهاي او به صورت چاپ نقره اي، گراورسازي شده و چهاررنگ چاپ شده است. اکثر اين کارت پستالها از سال 1920 در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده است.

چاپها و متنهاي منطبق
هيچ شکي نيست که کارت پستال نشان داده شده در شکل 1، که براساس شماره گذاري L&L، شماره آن 106 است به عنوان مدل پوسترهاي ايراني مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، نام کارت پستال شماره 106 محمد است، که اين خود به تنهايي مي­تواند نشان دهد که چرا تصويرگران ايراني آنرا به عنوان مدلي از حضرت محمد(ص) انتخاب نموده­اند. بدون شک، همه نسخ موجود از اين عکس، همه از عکس شماره 106 الگوبرداري کرده­اند با اين تفاوت که نسخ اوليه به عکس اصلي شبيه ترند. بدين ترتيب، Lehnret ناخواسته در قلب يک اسطوره قرار گرفته است.

متن اصلی مقاله
متن ترجمه مقاله

۱۳۸۷/۱۲/۲۵

بررسی حدیث طلع البدر علینا...

پست قبلی به یک دلنوشته پر شد. میخواستم چیز دیگه ای بنویسم اما مقدمه، ذی المقدمه رو هم تحت تاثیر قرار داد. اما مطلب رو در این پست مطرح می کنم.
تواریخ نوشته اند، روز جمعه، شانزدهم ربیع الاول سال نخست هجری، وقتی رسول خدا بر مردم یثرب وارد شد، مردم، خصوصا زنها و کنیزکان در حالیکه دف میزدند با این شعر از رسول خدا استقبال کردند:
طَلَع البـدر علـیـنـا من ثَنیّات الوداع وَجَـبَ - الشُکر علینا مـا دعـا لله داع
أیها المبعوث فینا جئت بالأمر المطاع - جئت شرفت المدینة مرحباً یا خیر داع
یعنی:
ماه شب چهارده از گردنه وداع بر ما طالع گشت-شکر خدا بر ما واجب است؛ تا هنگامی که ندای دعوت به سوی خدا طنین انگیز باشد
ای که بر ما مبعوث شده ای، تو با دستوری پذیرفته آمدی-آمدی و با ورودت مدینه را شرافت دادی ، خوش آمدی ای بهترین دعوت کننده
این آنچیزیست که موخین نمقل نموده اند. اما چند سال قبل دکتر انیس بن احمد اندونزیایی مقاله ای را منتشر کرد تحت عنوان «دراسة في حديث طَلَع البدر علينا، دراسة حديثية للخبر و النشيد» که در آن به نقد و بررسی این روایت پرداخت.
آنچه در ذیل می آید لب کلام ایشان است با ساختاری جدید.

بررسی سند:
  1. نخستین کسی که این روایت را نقل کرده، بیهقی است که آنرا در دلایل النبوه آورده است. راوی اول حدیث «ابن عایشه» است. نام کامل او عبيدالله بن محمد بن حفص بن عمر بن موسي بن عبيدالله بن معمر تيمي است. وی متوفاي سال 228 هجری می باشد. سال وفات وی نشان میدهد که وی مستقیما نمی تواند راوی ماجرایی باشد که در حدود دو قرن پیش اتفاق افتاده است. بنابر این از نظر سند حدیث مرفوع است.
    اما با وجود ضعف سند، عدّۀ زيادي از عالمان و محدثان و مورخان مانند ابن حبان (الثقات: 1/131)، ابن عبدالبر (التمهيد: 14/82)، ابن قيم(زاد المعاد: 3/551)، ابن کثير (السيرة النبويه: 2/269) و سمهودي (وفاءالوفاء:1/262) و ديگران آن را روايت کرده‌اند.
  2. يک سند غريب ديگر هم براي اين روايت هست که مراغي آورده و ضمن آن خبر ياد شده را به مالک بن انس منسوب کرده با اين عبارت شگفت که: صعدت ذوات الخدور علي الاجاجير... و سپس آن اشعار را آورده است که مقصود روي بام‌هاست. اين سند هم قابل اعتنا نيست.

بررسی متن
  1. در اين سرود، نوعي نرمي و رقيق بودن هست که در اشعار آن زمان وجود نداشته و به احتمال از اشعار قرن سوم است.
  2. اين سرود بر وزن بحر «رمل» است، در حالي که وزن غالب بر اشعاري که مرتجلا سروده مي‌شود، «رَجَز» است.
  3. چطور با اين که هنوز نام يثرب «مدينه» نشده در اين شعر گفته مي‌شود:
    جـئـت شــرفـت المـدينة مـرحبـا يـا خـيــر داع
  4. در باره استقبال روايات ديگري هم هست که به واقعیت نزدیک تر است:
    ابوبکر مي‌گويد: وقتي وارد مدينه شديم و شب بود، مردمان نزاع داشتند که نزد چه کسي فرود آييم. مردان و زنان روي ديوارها بودند و بچه‌ها و خدمه هم در راه ايستاده ندا مي‌دادند: يا محمد يا رسول الله، يا محمد يا رسول الله.
    اين روايت را بخاري و مسلم روايت کرده‌اند.
    در روايت ديگري که آن را هم ابوبکر نقل کرده است، گويد که مردم همه بيرون آمدند و ما وارد راه شديم. مردم و غلامان و خدمه فرياد مي‌زدند: جاء محمد، جاء محمد رسول الله، الله اکبر، جاء محمد.
    اين روايت را حاکم نيز نقل کرده است.
    براء بن عازب هم مي‌گويد: اولين مهاجر معصب بن عمير بود، اما هيچ چيزي مردم مدينه را به‌اندازه آمدن رسول خدا(ص) خشنود نکرد. در آن وقت کنيزان فرياد مي‌زدند: قَدِم محمد. اين روايت را هم بخاري و ابن سعد روايت کرده‌اند.
    انس بن مالک هم در شرح ورود حضرت مي‌گويد: وقتي حضرت رسيد، کساني مي‌گفتند: جاء نبي الله، جاء نبي الله. اين را هم بخاري روايت کرده است. انس مي‌گويد که من وسط بچه‌هايي بودم که مي‌گفتند: «جاء محمد» تا آن که آمد و پانصد نفر از انصار در اين استقبال بودند.